https://shohada.org/fa/shahid/content/265083
شناسه خبر: 265083
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۱:۳۲
تعاون و همکاري
راوی ام لیلا علی اکبریان: به خاطر دارم یک دفعه که در اسفراین سیلی آمده بود فرزندم سید محمد پیش من آمد و گفت: می خواهم برای کمک به سیل زدگان بروم که من گفتم نرو اما ایشان توجهی نکرد و رفت چکمه پوشید و لباس تنش کرد و رفت. ایشان با کیسه های شنی که بود جلوی سیل را می گرفت و هنگامی که صبح به منزل آمد دیدم تمام لباس هایش گلی شده است، محمد گفت: مادر جان شما می گوی نرو ولی من با رفتنم دوازده منزل را از سیل و خراب شدن نجات دادم امیدوارم که خداوند این خدمت ناچیز را از من بپذیرد.