https://shohada.org/fa/shahid/content/267597

شناسه خبر: 267597
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۲:۰۹

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

بعد از تشییع جنازه علی اصغر من در حالی که به دیوار خانه تکیه داده بودم و اشک از چشمانم می ریخت، در حال رؤیا بودم که دیدم علی اصغر وارد خانه شد و من گفتم: مادرجان آمدی، بیا من مریض هستم. برو داروخانه و دواهای من را بگیر تا بخورم و بهتر شوم. او استکان آبی در دست داشت و آن را به من داد و گفت: مادرجان این آب را بخورید تا شفا پیدا کنید. وقتی به حال خودم آمدم اطرافیان می گفتند: با چه کسی صحبت می کردی؟. من درآن لحظه دیدم که نوری از خانه خارج شد.