https://shohada.org/fa/shahid/content/267791
شناسه خبر: 267791
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۲:۱۱
غيرت و تعصب ديني
یک روز قرار بود از مشهد برایمان مهمان بیاید من و دخترم در منزل بودیم به دخترانم گفتم شما در خانه بمانید تا من به باغ انگور بروم تا مقداری میوه بچینم داشتم به سمت تاکستان میرفتم که در بین راه محمدحسن را دیدم او از من پرسید کجا میروی گفتم: مهمان قرار است بیاید میروم میوه جمع کنم گفت: خواهرانم را در خانه تنها گذاشتی گفتم بله مگر اشکالی دارد گفت: درست نیست دو دختر در خانه تنها بمانند شما برو خانه من میروم تاکستان میوه جمع میکنم او خیلی به خواهرانش محبت میکرد و هیچ وقت نمیگذاشت آنها در خانه تنها بمانند. موضوع: 1- غیرت و تعصب دینی 2- محبت و مهربانی