https://shohada.org/fa/shahid/content/268606
شناسه خبر: 268606
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۲:۲۲
عشق به جهاد
به روایت از شهربانو لطفی : به خاطر دارم روزی که میخواستیم برادرم محمد را داماد کنیم، من به ایشان گفتم: برادر این دفعه را به جبهه نرو تا همسرت را به خانهات بیاوریم، او گفت: نمیشود من باید بروم، امثال من در جبهه زیاد هستند و جبهه به ما نیاز دارد. من میروم اگر سلامت برگشتم همسرم را به خانه میآورم و اگر لیاقت این را داشتم که خداوند شهادت را نصیب من گرداند تمام حقی که ایشان به گردن من دارد به او بدهید و هر خرجی که میخواهید برای من بکنید صرف ساخت مدرسه و مسجد کنید و به هر حال با وجودی که به همسرش خیلی علاقه داشت و از کودکی ایشان را دوست داشت. از همه علاقهاش دست کشید و به جبهه رفت.