https://shohada.org/fa/shahid/content/270829
شناسه خبر: 270829
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۲:۵۳
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی غلامحسین کاشمری: بعد از شهادت برادرم به علت علاقه زیادی که به او داشتم خیلی افسرده شده بودم و قادر به خوردن چیزی نبودم روزها به بیابانهای اطراف خانه مان می رفتم وگریه می کردم شبی خواب دیدم برادرم با لباسهایی زیبا و چهره ای نورانی به طرف من آمد و می خندید و گفت: چرا ناراحت هستی گفتم: شما برادر عزیز من بودی و حالا در کنار من نیستی نباید ناراحتی داشته باشم گفت: من از جمع شما نرفته ام و تا قیامت زنده هستم. بعدش سکه ای طلا که مثل خورشید می درخشید به من داد وگفت این یادگاری را از طرف من داشته باش و دیگر ناراحت نباش تا این هست من و تو برادر هستیم و از هم جدا نمی شویم و باید افتخار کنیم که در راه خدا و احیا اسلام می جنگیم و شهید می شویم.