https://shohada.org/fa/shahid/content/271130

شناسه خبر: 271130
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۲:۵۷

ایثار و فداکاری

به روایت از صدیقه شیخ مومنی : بعد از شهادت فرزندم حمید یکی از فامیل ها خاطره ای را این گونه نقل می کرد : مدتی در جبهه ما در محاصره بودیم و هیچ آذوقه ای نداشتیم . تمام نیروها به دلیل نداشتن آذوقه وضعیت خوبی نداشتند . کمی بیسکویت بود که بین ما تقسیم کردند و نفری دو دانه به ما رسید . بعد از این که بیسکویت ها را خوردیم یکی از بچه ها حالش خیلی بد بود . در آن حال یکی دیگر از نیروها گفت بیائید این دو بیسکویت مرا به او بدهید شاید بهتر شود . من تعجب کردم و با خودم گفتم این دیگر چه آدمی است . در حالی که همه گرسته اند ایشان این کار را می کند . در آنچه بود که معنی ایثار را فهمیدم با لاخره محاصره شکسته شد و ما نجات پیدا کردیم و این خاطره در ذهن من بود تا روزی که عکس او را در تشیع جنازه دیدم آنجا بود که فهیمدم ایشان همان فرد است و با ما فامیل هم می باشد .