https://shohada.org/fa/shahid/content/271183
شناسه خبر: 271183
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۲:۵۸
شجاعت و شهامت
به روایت ازاحمد دستجردی : در اوایل پیروزی انقلاب قاچاقچی معروف ،قوی هیکل و قول مانندی در اسفراین بود.یک روز آقای قنبری برایم تعریف کرد که:من و آقا حمزه وآقای شجیعی وچند نفر دیگر خانه او را محاصره کردیم .بعد من وآقا حمزه و چند نفر دیگر برای دستگیری او که داخل حیاط ایستاده بود وارد خانه شدیم.به محض رسیدن به او من اصلا سرم را بالا نکردم تا به او نگاهی کنم فورا به او گفتم:ما آمدیم تو را دستگیر کنیم او هم دستهایش را جلو آورد تا من دستبند به دست او بزنم.همینکه دستبند به دستش زدم او به طرف دیوار دوید وبا جهشی به روی دیوار پریدو من هر چه ایست دادم بی فایده بود.ناچار به او تیراندازی کردم و او کنار دیوار بر زمین افتاد.وقتی اورا به بیمارستان بردیم متوجه شدیم که دستبند را پاره کرده ودر راه بیمارستان به درک واصل شده.