https://shohada.org/fa/shahid/content/271195
شناسه خبر: 271195
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۲:۵۸
خاطرات ورزشی
به روایت ازاحمد دستجردی : هنگامی که به مریوان اعزام میشدیم،من با محمدقنبری وشهیدمحرابی باهم بودیم درماشینی که به جبهه اعزام می شد یکی از بچه هایی که تازه ورزش کاراته را شروع کرده بود و کمربند زرد داشت بالباس کاراته عازم جبهه بود وحرکات کاراته را درماشین تمرین واجرا می کرد.من گفتم:محمد چرا او لباس بسیجی نپوشیده است.او گفت الان درست می کنم.بعد گفت:می خواهم حرکات کاراته رابا او انجام دهم تا مقداری بچه ها شاد شوند گفتم:من هم از حرکات مبارزه ای خوشم میآید برای اینکه تنوع باشد و حال وهوای بچه ها عوض بشود خوب است.بعد از اینکه کارش تمام شد محمد به او گفت:بگذار بگویم راننده نگه دارد برویم کمی در علفزارها مبارزه کنیم بعد از اطلاع به راننده او ماشین رانگه داشت وهمه جمع شدیم وآنها شروع به مبارزه کردند.بعدآن جوان چندتایی گاردگرفت وهر دوبه مبارزه مشغول شدند.ومحمد اورا ضربه فنی کرد بعدمحمد رو به او کردو گفت:من شمارا طوری نزدم که ناراحت شوی وضربه ببینیدمی خواهم به شمابگویم که شخصیت یک فرددرورزش کاری نیست بلکه در رفتاروعمل اوست.بعد فورا آن جوان رفت لباسهای کاراته اش را درآوردو لباس بسیجی اش را پوشید.