https://shohada.org/fa/shahid/content/271198
شناسه خبر: 271198
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۲:۵۸
عشق شهادت
به روایت از احمد دستجردی : ساعتها وحتی روزهاست که به خوابهایی که می بینم فکر می کنم وسرنماز ازخدا می خواهم که خوابهیم را به حقیقت مبدل کندو گفتم:خدایا حالا که قرار است بمیرم پس من را در میدان نبرد بمیران.تا اینکه در روز 3 /4/61که سر مزار شهداء بودم نگاهی به عکس یکی از شهدا کردم وبا دلی پر از غم ولی آزادگفتم:ای شهیداز خدا بخواه که من را هر چه زود تربه پیش شما بیاورد زیرا دیگر ازاین جهان خسته شدم.نمی خواهم در این دنیا بمانم چند روز بعد از این جریان یک روز درحالی که پیاده در جاده به سمت اسفراین می آمدم با یکی از برادران پاسدار که فرمانده مان بود روبرو شدم.ایشان گفت:محمد خودت را تاساعت10آماده کن که می خواهیم به جبهه برویم گفتم:همین حالا هم آماده هستم از قبل هم آماده تر.وبعد با خود گفتم:آری می روم تا خود را از گناهان بسیار پاک کنم.می روم تا دینم را نسبت به اسلام خودم اداء کنم. می روم تابارمسئولیت سنگینی که بردوشم ازخون شهیدان کربلای حسین(ع) گرفته تا کربلای خوزستان به رهبری امام خمینی ازکربلای حزب جمهوری اسلامی گرفته تا کربلاهای دیگر مثل لبنان وفلسطین وافغانستان قرار گرفته است به انجام برسانم.می روم تا یکتا پرستیدن خداوند را،وفایم را به اسلام ورهبرم امام خمینی با ریختن خونم اداء کنم. می روم تا با خون خود فریاد مستضعفان را به تمام جهان برسانم،وفریاد رهبرم را لبیک گویم،وعشقم را به حسین(ع)وفرزندش مهدی(عج)ونائب برحقش امام خمینی که پیاده کننده قانون الهی است ثابت نمایم.