https://shohada.org/fa/shahid/content/275568
شناسه خبر: 275568
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۴:۰۹
دستگیری از ضعیفان
یک روز استاد کارش یک نفر را فرستاد که چرا امروز محمود به سر کار قالیبافى نیامده است. بعداً من از او علت را پرسیدم. او به من گفت: از چهارراه فرودگاه به فلکه ضد آمده بودم. بعد از این که گشتمان تمام شده بود. دیدم مادر پیرى عصایى در دست گرفته و جلو تاکسىها را مىگیرد و تاکسىها رد مىشوند. آمدم جلو علت را پرسیدم که چرا سوار تاکسى نمىشود. مادر پیر گفت: من این 5 قرانى را که نشان مىدهم تاکسىها مرا سوار نمىکنند و من 15 قران به یک تاکسى دادم تا او را به مقصد ببرد. و با این کار به آن پیرزن کمک کرد.