https://shohada.org/fa/shahid/content/277493
شناسه خبر: 277493
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۴:۳۴
خاطرات سياسي
راوی علی صبوری: زمانی که من در پادگان تربت حیدریه سرباز بودم. ایشان به ملاقات من آمدند. گفتم: از کجا می آیی؟ مهدی گفت: از قم می آیم و تعدادی اعلامیه و نوار حضرت امام همراه است که باید به فردوس ببرم. بعد چند جعبه سوهان در آورد که اعلامیه و نوارها در داخل جعبه سوهان بود و آن وقت به من گفت:که با ماشین نمی شود به فردوس رفت چون امکان بازرسی ماشین زیاد است. من موتوری فراهم کردم و با موتور به فردوس رفتیم و اعلامیه ها را پخش کردیم.