https://shohada.org/fa/shahid/content/279356

شناسه خبر: 279356
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۴:۵۹

خاطرات سیاسی

به روایت از حسن شریف پور : جزو اولین کسانی بود که در مراسم قرآن خوانی و سوگواری شرکت می کرد . حسینیه کرمانیها واقع در طبرسی واعظ نام امام را بود و همه صلوات فرستادند و فعالیت علیه حکومت شاه شروع شد به روسا و سردمداران وقت حسینیه سخت و سنگین آمد زیرا از قدیم به همکاری با رژیم و کنترل اوضاع سیاسی حسینیه معروف بودند شب بعد آمدند و گفتند عکس عده ای از افراد ساواک دیده اند ( البته برای نرسانیدن انقلابیون بود ) و شب دیگر اول شب از کلانتری 4 یک ماشین و از طرف دیگر کوچه اتومبیل آقای رئیس هیئت همزمان به در حسینیه رسیدند ، افسر فرمانده آنان به نزدیک درب ( که بچه ها ایستاده بودند زیرا هنوز سر شب بود ) آمد رئیس هیئت هم آمدند و شهید را نشان داده و به افسر معرفی کرد که بله ایشان مجید آقا هستند افسر می آیدو از مجید می پرسد شغل شما چیست او هم می گوید : بیکاره ، افسر می پرسد چرا بی کار ؟ او می گوید کار نیست . کار پیدا نمی شود خلاصه چند نفری را که داخل حسینیه توسط رئیس با هماهنگی افسر بسته می شود . همان شب جمع انقلابیون به منزل حضرت ایت ا... شیرازی ( سید عبدا... ) واقع در چهار راه رفتیم تا واسطه شوند و درب حسینیه را باز کنیم شهید بهمراه یکی دیگر از بچه ها بیرون می رود و در وسط خیابان تانکها و نفربرها مستقر بودند و سرهنگ آنان که اوضاع را زیر نظر داشت اینان را صدا می زند وسط خیابان و می گوید آن چیست در جیب بغل شماست اعلامیه ای بود که از منزل حضرت آیت ا... شیرازی برداشته بود شهید می گوید اعلامیه چنان سیعی به صورت شهید نواخته می شود که وقتی بداخل منزل آمد دیدم دهانش پر خون بود خلاصه مجوز باز شدن درب حسینیه را گرفتند و شب بعد مجید به رئیس هیات گفت حاج آقا شما درب حسینیه را بستید و بخواست خدا آن را باز کردیم و باعث شرمساری شدید او شد البته در همان شب که اسم امام برده شد رئیس هیات در مراسم سینه زنی در تاریکی مراسم با شهید درگیر می شود و مشتی به صورت شهید می زند که به این وسیله درگیری انقلابیون با آنها شروع می شود که تا حدود 5 سال بعد از پیروزی انقلاب کشمکشها با آنان و هواداران آقای رئیس ادامه داشت.