https://shohada.org/fa/shahid/content/280472
شناسه خبر: 280472
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۵:۱۷
لحظه و نحوه شهادت
راوی حسین کریمی: برادرم کمک آر پی چی زن بود و آر پی چی _ ز نشان از برادران خوزستانی بودند که وقتی اسم مرا خواندند ، ایشان جلو آمدند و گفتند که شما از برادران خوزستانی هستید ؟ گفتند از نیشابور نیستید ؟ گفتم : چرا ؟شما از کجا می دانید ؟ گفت : من یک کمک آر پی چی زن داشتم به نام علی اکبر سلیمانی که شهید شدند و بعد رفقا اشاره کردند که ایشان برادر شهید هستند بعدأ تقاضا کردم که اگر از برادرم خاطره ای دارید مخصوصأ لحضات آخر را برایم نقل کنید . بعدأ من گفتم که جنازة برادرم زیاد قطعه قطعه شده بود و مثل اینکه خیلی زجر کشیده بود ایشان پیشانی بنده را بوسیدند و گفتند که شما خاطرت جمع باشد به وا... قسم اگر کلمه ای بخواهم به دروغ بگویم . لحظات آخر شهادتشان با اینکه گلوله آر پی چی خورده بود و از سمت راست بدنشان را یک مقدار پاره کرده بود و هنوز ایشان جان در بدنشان بود و چند تا تیر و ترکش به دست و پاهایش خورده بود و رمقی در بدنش بود فقط ذکرشان ائمه معصومین ، مخصوصأ سلام دادن به حضرت سید الشهدا علیه السلام و متصل شدن به آقا امام زمان علیه السلام و خواندن دعای فرج بود و به طور مکرر می گفت : آقا جان امام زمان من طلبه تو بودم و سرباز تو بودم از اول هم آمدم به سربازی و نو کری تو ، برای خدمت به دین جد بزرگوارتان رسول اکرم (ص) بپذیر!