https://shohada.org/fa/shahid/content/282113

شناسه خبر: 282113
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۵:۴۰

خاطرات جنگی

روزی حسن آقا خاطره ای از کردستان را اینگونه نقل می کرد : روزی که قرار بود با عده ای از بچه ها به مشهد بیاییم گویا منافقین خبردار می شوند و به ما تک زدند. از همه جا کوه به سمت ما گلوله می آمد و تنها راه نجات این بود که خودمان را در باتلاقهای مجاور بیاندازیم خیلی شهید دادیم در آن پاتک و در آخر هم هلی کوپتر سپاه آمد و ما نجات پیدا کردیم .