https://shohada.org/fa/shahid/content/283041
شناسه خبر: 283041
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۸:۲۳
همت در رفع مشکلات دیگران
به روایت از خدیجه رمضانی : گویا روزی برادرم محمد حسین همراه دائی ام به بازار رفته بودند و با پیر مردی مواجح می شوند . که چکمه می فروشد . محمد حسین وقتی پیر مرد را می بیند به سمت او می رود و یک جفت چکمه از او خریداری می کند . دائی ام به او می گوید تو که کفش لازم نداری . چرا خریدی . ایشان می گوید : من نیاز ندارم اما این آقا هم باید از یک راهی پول در بیاورد .