https://shohada.org/fa/shahid/content/283630
شناسه خبر: 283630
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۸:۳۲
کرامات شهدا بعداز شهید
به روایت ازمرتضی رضایی : وقتی که پدرم را تشییع کردند و به روستا آوردند ، همگی ما جهت دیدن جنازه اش غسال خانه مسجد روستا رفتیم تا از او خداحافظی کنیم . همگی ما از او خداحافظی کردیم . بعد نوبت به برادر بزرگترم رسید . برادرم می گفتند: وقتی من بالای سر پدر رفتم به همراه من چند نفر دیگر از جمله یکی از عموهایم بود و من پارچه بالای صورت پدر را کنار زدم و به او سلام کردم . ناگهان متوجه شدم ، پدرم چشمانش را باز کرد و تبسمی کرد و دوباره چشمان خود را بست . در این هنگام چند نفر دیگر نیز ناظر این صحنه بودند و این از جمله شیرینترین خاطره ای بود که برادرم برایم نقل کرده است.