https://shohada.org/fa/shahid/content/285228

شناسه خبر: 285228
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۸:۵۵

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

به روایت از رقیه دهقان : متن خاطره:به خاطر دارم وقتی که فرزندم محمد حسین در جبهه بودبه حرم امام رضا(ع) رفتم وگفتم:یا امام رضا(ع) نگهدار فرزندم باش.تا اینکه یک روز خبر شهادتش را آوردند.روز چهلم او مصادف بود با روززیارتی امام رضا(ع)همسرم گفت:امشب شب زیارتی امام رضا(ع)است.من می خواهم به حرم برم،گفتم:من با امام رضا قهر هستم ونمی آیم.شب خواب دیدم چادر پوشیده ام که به بهشت رضا بروم. یکباره دیدم آقایی به من گفت:مادر کجا می روی ،گفتم به بهشت رضا می روم گفت بچه ات در بهشت رضا نیست هر جامیروم توهم بیا من هم پشت سر ایشان براه افتادم تا اینکه به حرم رسیدم.وارد صحن آزادی شدم دیدم عکس محمد حسین بالای یک میله گذاشته شده بعد آقا گفتند:حالا فهمیدی از ساعتی که بچه ات رادفن کردند من اورا پهلوی خودم آوردم.بعد حجله ای را که در بهشت رضا درست کرده بودیم را درایوان طلادیدم آقا گفتند:حالامن راشناختی؟ گفتم:آقاجان شماامام رضا(ع) هستید.تااین حرف راگفتم ایشان از نظرم پنهان شد بعد دستهایم را بلندکردم وگفتم:خدایا شکرت که راه بهشت رضاراازجلوی پایم برداشتی ودیگرفرزندم در آنجا نیست.درخواب وقتی به بهشت رضارفتم،دیدم دربان آن یک عرب خرمشهری است ووقتی به سراغ حجله پسرم رفتم دیدم که دیگر وجود ندارد.درهمان لحظه از خواب بیدار شدم.خانمهادر یک اتاق وآقایان در اتاق دیگری خواب بودند.به سراغ همسرم رفتم وبه ایشان گفتم بیدار شو و سپس خوابم را برای ایشان تعریف کردم.بوی عطرتمام خانه رافرا گرفته بود. صبح شدوچادر سرم کردم که به زیارت امام رضا(ع)بروم که همسرم گفت کجا می روی گفتم به حرم آقا امام رضا گفت توکه با امام رضا(ع) قهر بودی گفتم با این خوابی که دیدم با ایشان آشتی کردم.