https://shohada.org/fa/shahid/content/285324

شناسه خبر: 285324
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۸:۵۶

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

به روایت از ربابه حصاری : قبل از اینکه خبر شهادت فرزندم احمد را به من بدهند خواب دیدم یک سرباز وارد خانه ما شد. ولی لباس پزشکان در تن داشت. من از او سوال کردم شما برای زنده نگه داشتن اسلام خون می گیرید؟ جواب داد بله . بعد دست راستم را بالا زدم و گفتم بیایید از من برای اسلام خون بگیرید. سرباز گفت بس است و بعد از اینکه سرباز خون گرفت و رفت امام خمینی آمدند و احوال مرا پرسیدند و من هم امام را زیارت کردم و خیلی از ایشان تشکر کردم. امام گفتند خوب می شوید قبول شدید. از خواب پریدم با خود گفتم بازوهایم پسران من هستند که در جبهه اسلامند پس از دو روز خبر شهادت احمد و سپس ابوالقاسم را آوردند.جنازه احمد اشتباهی در گرگان و جنازه ابوالقاسم پیدا نشد. ولی من دو صورت قبر برای آنها درست کردم و آنها را زیارت می کنم و راضی هستم به رضای خدا.