https://shohada.org/fa/shahid/content/285327
شناسه خبر: 285327
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۸:۵۶
خواب ورویای دیگران در مورد شهید
به روایت از ربابه حصاری : قبل ازاینکه خبر شهادت فرزندم احمد را به من بدهند، خواب دیدم یک سرباز وارد منزل ما شد ، ولی لباس پزشک ها را بر تن داشت . از او سوال کردم شما برای زنده نگه داشتن اسلام خون می گیرید ؟ جواب داد : بله ، سپس دست راستم را بالا زدم و گفتم : بیایید از دستم برای اسلام خون بگیرید . سرباز گفت : بس است گفتم نه مادر از دست چپم هم خون بگیرید . بعد از اینکه کارش تمام شد و رفت ، امام خمینی (ره) آمدم و احوال مرا پرسیدند و من هم امام را زیارت کردم و از ایشان تشکر کردم . امام فرمودند شما قبول شدید. در همان لحظه از خواب پریدم . با خودم گفتم : بازوهایم پسران من هستند که در جبهه اسلام هستند . پس از دو روز بود که خبر شهادت احمد را برایم آوردند.