https://shohada.org/fa/shahid/content/285595
شناسه خبر: 285595
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۹:۰۰
عشق به جهاد
یک روز من با کمک محمد رضا درحال درست کردن دیوار خانه مان بودیم که محمد رضا به من گفت : می خواهیم به جبهه برویم. گفتم : بیا نامزد کن بعد به جبهه برو گفت : من می خواهم از حوریان بهشتی بگیرم گفتم :پدر تنهاست و ما هم دست تنها هستیم تو به جبهه نرو به ما کمک کن گفت : امام دستور داده اند و باید به دستورات ایشان لبیک گوییم .