https://shohada.org/fa/shahid/content/286409

شناسه خبر: 286409
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۹:۱۲

لحظه و نحوه شهادت

به روایت از محمدحسین خماری : روزی که حسین شهید شد صبح بود بچه ها درون سنگر دراز کشیده بودند و هر کسی خاطره ای را بیان می کرد . حسین کنار من بود به او گفتم دایی بیا سنگرهایمان را جدا کنیم و در دو سنگر باشیم که اگر اتفاقی افتاد دو نفر با هم نباشیم . ایشان گفت : نه اگر قرار است اتفاقی بیافتد بهتر است کنار هم باشیم بعد از چند لحظه ای بلند شد که بیرون برود رفت تا جلو سنگر صدا زدم دایی کلاه ایشان برگشت و کلاه آهنی را سر گذاشت و رفت بیرون هنوز چند لحظه ای نگذشته بود که صدای فرود آمدن گلوله خمپاره ای در کنار سنگر شنیده شد و شنهای سقف را پایین ریخت من با عجله بیرون آمدم . در کنار سنگر ما تانکر آبی قرار داشت حسین را دیدم که کنار تانکر آب افتاده است و آبهای جمع شده کنار تانکر با خون گلگون او سرخ شده بود . خمپاره در حدود 2 متری او خورده بود شهید از قسمت پاها سخت مجروح شده بود و گوشتها همه آویزان و خون عجیبی روان شده بود و تعداد جراحات زیاد بود و خونریزی زیاد باعث شهادت او شد . وقتی که آمبولانس برگشت از امدادگر پرسیدم کجا شهید شد ؟ گفت: همین که راه افتادیم یک نفس عمیق کشید و به درجه رفیع شهادت نائل گردید .