https://shohada.org/fa/shahid/content/286929
شناسه خبر: 286929
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۹:۲۲
لحظه و نحوه شهادت
به روایت از محمود گنج بخش : وقتی که من و علی به جبهه اعزام شدیم ما را به کرمان بردند و از آنجا راهی اهواز شدیم در اهواز بعد از گذراندن آموزشهای مقدماتی به خط مقدم رفتیم در آنجا من تک تیرانداز بودم و علی آرپی جی زن هر دو نزدیک هم بودیم و همیشه با هم غذا می خوردیم یک روز عملیاتی شکل گرفت و منطقه شلوغ شد بعد آن روز به خاطر آنکه جاده را بسته بودند صبحانه نیاوردند ساعت 2 بعد از ظهر بود که ماشین غذا آمد تا آن روز علی برای گرفتن غذا می رفت ولی آن روز برای گرفتن غذا از سنگر بیرون رفتم هنوز چند متری از سنگر دور نشده بودم که ناگهان خمپاره ای به روی سنگر اصابت کرد و سنگر را با خاک یکسان کرد مات و مبهوت مانده بودم. سریعا خودم را به سنگر رساندم و کیسه ها را کنار زدم شهید خدادادی آتش گرفته بود دستش را که سوخته بود گرفتم و با اینکه نایی نداشت دست مرا فشرد و در همان لحظه جان به جان آفرین تسلیم کرد.