https://shohada.org/fa/shahid/content/287061

شناسه خبر: 287061
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۹:۲۴

شجاعت و شهامت

در منطقه ای که ما با کاظم بودیم ظهر بود و هنوز غذا نیامده بود کاظم یک کلمن یخ ومقداری شکر و آبلیمو را درون آن ریخت وشربتی درست کرد و داخل قمقمه های بچه ها ریخت . بچه های اسفراین گفتند : آقای خائف این شربت شهادت است کاظم گفت : خدا کند اینجوری باشد و باید خوشبخت بود که ناگهان دیده بان ازبالای تپه صدا زد عراقی ها حمله کردند تانکهای آن ها دیده می شد . و به ما اعلام کردند بچه ها سریع بروید روی خاکریز سنگر بگیرید . رفتیم بالای خاکریز و مشاهده کردیم 6 تانک عراقی آمده اند و همان موقع کاظم فریادهای بلند الله اکبر را سر داد و می گفت : فقط گلوله ی آرپی جی بیاورید . ایشان پا برهنه رفتند . وچهار گلوله آرپی جی به طرف تانکها شلیک کردند و گلوله ی پنجم را درون جان لوله گذاشت تا شلیک کند اما عراقی ها درهمان حال پا به فرار گذاشتند .