https://shohada.org/fa/shahid/content/287062
شناسه خبر: 287062
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۹:۲۴
عشق به جهاد
روزی با کاظم و آقای آهنی عازم ستادکربلا در اهواز شدیم برای هماهنگی منطقه که به ما اطلاع دادند دو سه روز دیگر شما را اعزام می کنیم برگشتیم در لشکر 92 زرهی شب را سرکردیم . نماز جماعت را به امامت حاج آقا صائب اقامه کردیم . وبعد از پیامهای تاریخی امام که در رابطه با مسائل جنگ بود برای ما تعریف کردند . آقای کاظم خائف بشدت تحت تاثیر سخنان امام قرار گرفت . که همانجا شروع به نوشتن وصیت نامه ی خود کرد . و می خواست کپی آن را برای خانواده ا ش پست کند . دقیقاً یک شب به شروع عملیات فتح المبین مانده بود بچه ها دعای توسل برگزار کردند و آقای خائف بی صبرانه منتظر برگزاری عملیات بود . تا اینکه عملیات شروع شد و صدای تیر اندازی از طرف منطقه دشت عباس به گوش رسید . و حمله هوایی از طرف دشمن صورت گرفت . ولی ما به عملیات اعزام نشدیم . و چون کاظم خیلی بی صبرانه منتظر شروع عملیات بود ناراحت شد . و فردای آن روز به عملیات رفتی و سربازهای عراقی ، اردنی ، سودانی را به اسارت گرفتیم کاظم خائف تعدادی کنسرو زا ار کوله پشتی خود درآورد و با محبت به اسرا داد و آن ها از این کار کاظم تعجب کرده بودند .