https://shohada.org/fa/shahid/content/287066
شناسه خبر: 287066
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۹:۲۴
خواب و رویای دیگران در مورد شهید
شبی خواب دیدم پشت در خانمی است به من می گوید مادر خائف سر مزار شهدا نمی آید . گفتم : چرا خانم چادرم را برداشتم و با هم به مزار شهدا رفتیم به کنار مزار کاظم رفتیم و برای او فاتحه خواندیم. آن خانم به من گفت : سر قبر را باز کنید با تعجب به آن خانم گفتم : قبری که با سنگ و سیمان ساخته شده است چگونه آن را باز کنم حتی اگر کلنگ و مردی بود آن را نمی توانست بشکافد . آن خانم فرمودند : دستتان را به پایین قبر بکشید قبر می شکافد . درهمین لحظه دیدم قبر کاظم غیب شد و بجای آن اتاقی سفید با تشک و بالشتی پدیدار شد و کاظم را دیدم با لباس های سرسبزی که به تن داشت و موهای سرش را شانه می کرد . اتاق کاظم پله می خورد رفتم به اتاق اوگفتم کاظم آقا اگر پدرتان بداند شما اینجا هستید خودش را به شما می رساند . گفت : مادر جان من الان از پیش پدرم می آیم و همین که فهیمدم شما به دیدن من می آیید خودم را به شما رساندم کاظم را در آغوش گرفتم و او را فشردم که ازخواب بیدارشدم .