https://shohada.org/fa/shahid/content/287081
شناسه خبر: 287081
۱۴۰۰-۱۲-۲۰ ۱۹:۲۵
خواب ورویای دیگران در مورد شهید
به روایت از حسین یوسفی روبیات : پس از شهادت کاظم خائف خوابهای سریال وار جالبی می دیدم که خیلی برایم جالب بود ایشان را درعالم خواب ملاحظه می کردم که مزارش در محل پارک مصطفی خمینی (ره) بیرجند است و من می روم ایشان را صدا می زنم . با کفن بیرون می آید و کفش را می کند و در داخل قفسه می گذارد و کت و شلوار می پوشد . آنگاه با هم می رویم و قدم می زنیم و صحبت می کنیم و عالم بسیار خوشی داریم و این خوابها تکرار می شد و اکثرا با هم بودیم .گاهی می دیدم که من به سراغ ایشان نمی روم ، ولی ایشان می آید ، و وقتی می پرسم ، از کجا می آیی ؟ می فرمود : (( از عالم آخرت می آیم ؟)) و وقتی هم می خواست جدا شود و برود تا کنار مزارش می رفتم و آنجا از هم جدا می شدیم و ایشان می رفت . این خوابها آنقدر برایم جالب بود که شبی در همان عالم خواب با خود می گفتم: امشب وقتی بیاید ، باید به هرنیرنگی که شده او را ببرم و به پزشکی نشان بدهم تا بفهمم که خود اوست و یا روح وی ، و اگر خود اوست ، رهایش نکنم و به نزد پدر و مادرش ببرم ، تا او را ببیند و خوشحال شوند . اتفاقا به خوابم آمد و او را به طرف بیمارستان می بردم . به محض نزدیک شدن به بیمارستان ، ناگهان غیب می شد و از نظرم پنهان می گشت . شب دیگر ، دوباره قضیه تکرار شد و او را به دارالشفاء حضرت فاطمه (س) بروم و به دکتر نشان دادم و گفتم : ملاحظه بفرمایید که ایشان خودش است یا روحش ! و پزشک در حالیکه می خندید ، می گفت : ایشان خودش است و روح محض نیست ! من خوشحال شدم و یواش یواش تا نزدیکهای منزل پدرش بردم ، و ناگهان غیب شد .