https://shohada.org/fa/shahid/content/287419

شناسه خبر: 287419
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۰:۳۱

کرامات شهداء بعداز شهادت

راوی کبری متقی : یک مرتبه هم من حالم به هم خورد ، دکتر قرص داد خوردم و گیج شدم و خوابیدم . دخترمان هم اینجا بود ، می گفت : نشسته بودیم ، دیدم محمد آمد ، ولی هیچی نتوانستم بگویم . اصلا" نتوانستم حرف بزنم . دیدم کفش هم پایش بود . دو زانو ، دوزانو آمد بالای سر شما نشست و یک نگاهی کرد و دیدم رفت . وقتی که رفت آن وقت تازه فهمید که در بیداری دیده بوده است .