https://shohada.org/fa/shahid/content/287462

شناسه خبر: 287462
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۰:۳۱

خاطرات جنگي

راوی احمد اخوان ایمانی : در قرارگاهى واقع در نزدیکى بستان مستقر بودیم. عراق هر روز بین ساعت 4 تا 5/30 عصر از زمین و آسمان روى قرارگاه آتش مى‏ریخت. علت آن این بودکه این قرارگاه قبلا متعلق به آنها بود و ما آنرا تصرف کرده بودیم. قرارگاه عجیبى بود. سنگرها بطور خاصى ساخته شده بود. خود صدام هم به این قرارگاه آمده بود. سنگرى بود که مخصوص او بود. داخل آن سنگر وسایل مختلف ارتباطى و رفاهى اعم از مبل و تختخواب و حمام و اتاق خواب و بى سیم مرکزى و دو خط تلفن وجود داشت. تقریبا یک خانه مسکونى بود. از بتون آرمه ساخته شده بود و تقریبا غیر قابل تخریب بود. این سنگر محل حضور آقا مهدى خادم الشریعه بود. او تمام وسائل رفاهى را به بستان منتقل کرد و فقط یک رختخواب ساده براى استراحتش آنجا بود. عده‏اى از مادران شهدا براى بازدید به آن قرارگاه آمدند. برخى از اینها براى بازدید به زاغه مهمات رفته بودند. ناگهان حمله عراقیها شروع شد. آقا مهدى خود را به سرعت رسانید. یعنى از سنگر فرماندهى خود را به زاغه مهمان رساند تا این مادران شهید را به سنگرها و پناهگاههاى انفرادى هدایت نماید. خیلى نگران بود. دقیقا یادم است که وقتى مى‏دوید در کنارش گلوله اصابت مى‏کرد. برخى از این مادران شهید داخل سنگرهاى دیگر رفته بودند و چنان گریسته بودند که از حال و هوش رفته بودند. وقتى اتوبوس اینها رفت ما متوجه شدیم که این افراد داخل سنگرها بى حال شدند. بعد از مدتى صداى ناله از داخل سنگر به گوش ما رسید و بعد ما متوجه این مسئله شدیم.