https://shohada.org/fa/shahid/content/287527

شناسه خبر: 287527
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۰:۳۲

عشق به جهاد

به روایت از فتح علی حیدریان : من و علیرضا مشغول درست کردن دیوار باغ بودیم و چند روزی بود که شروع به این کار کرده بودیم که برادران سپاه جهت ثبت نام اعزام افراد به جبهه به روستا آمده بودند علیرضا گفت من چون مرحله اول نتوانسته ام بروم ، این دفعه می روم . به او گفتم : این بار به جبهه نرو و کمکم کن تا دیوار باغ را تمام کنیم . در جواب گفت: کار دنیا زیاد است و تمامی ندارد ، من باید به جبهه بروم.