https://shohada.org/fa/shahid/content/288392
شناسه خبر: 288392
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۰:۴۲
فکاهی شوخ طبعی
به روایت از فاطمه بربریان : فرزندم سیدجعفر بسیار شوخ طبع و مهربان بود قبل از اینکه به جبهه برود یک بخارپز برای من خریده بود و به شوخی گفته بود غذا در این وسیله نمی سوزد . اولین ماه رمضان بود که بعد از شهادتش می خواستم غذا درست کنم . طبق رسوم همه ساله شب اول ماه رمضان من آبگوشت درست می کردم . یاد شهیدم بخارپز را روی گاز گذاشتم و گوشت و آب و مخلفات را به آن افزودم و زیر آن را روشن کردم و به امید گفته ی جعفر که غذا در آن نمی سوزد رفتم خوابیدم . در عالم خواب دیدم شخصی کنار گوشم صدای صوت دیزی مثل هِشت هِشت در می آورد . بلند شدم خانه ها را گشتم دیدم همه خوابند . رفتم خوابیدم . دوباره باز همان صدای هِشت هِشت کنار گوشم بلند شد. سریع خودم را توی حیاط رساندم دیدم هیچ خبری نیست . مرتبه سوم که خوابیدم باز هم با صدای هِشت هِشت بلند شدم . گفتم حتما شیطان این شب اول ماه مبارک رمضان به جلد ما رفته . ناگهان به فکر آشپزخانه افتادم رفتم دیدم آب غذاها تمام شده و نزدیک است غذاها بسوزد . سریع مقداری آب به آنها اضافه کردم و فاتحه ای برای جعفرمان خواندم که نگذاشت غذا در بخارپز بسوزد. آن وقت به یاد شوخ طبعی های او افتادم که گفته بود غذا داخل بخارپز نمی سوزد.