https://shohada.org/fa/shahid/content/288535
شناسه خبر: 288535
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۰:۴۴
بدون عنوان
به روایت از علی حسینی : همرزم شهید میگوید : یک شب قبل از عملیات بود یادم نمیرود شهید سید هاشم حسینی دوش گرفته بود زمانی که از حمام بیرون آمد پیراهن خود را عوض کرده بود گفت : سید علی اکبر ! کفن را میبینی؟ من غسل شهادت کردهام و آمادهام تا به سوی معبودم بشتابم. عملیات شروع شد و سید هاشم به آرزویش رسید. به بیرجند برگشتم. پیکر مطهر شهید را تشییع کردیم. مدت کوتاهی گذشت شب جمعه بود که مراسم چهلم شهید در روستا برگزار میشد. ما داخل مسجد نشسته بودیم و دعای کمیل میخواندیم، فوری خبر آورد که از سمت مزار شهدا نوری بلند شده است و رفتیم به خانه شهید که مشرف بر مزار شهدا بود دیدیم 3 تا نور از سمت مزار شهدا بلند شده است. یک نور دیگر از اول قبرستان که همه به هم پیوستند و درست همانند نور چراغ گنبد حضرت رضا (ع) روستا را به قدری روشن کرده بود که اگر سوزنی گم میشد انسان میتوانست پیدا کند انواز به هوا پرتاب میشدو 3 نور 6 نور میشد زمانی که به زمین میآمد بازهمان 3 نور نمایانگر میشد. عدهای اشک میریختند و تا فاصله 6 متری نور رفته بودند و جرات نکردند به آن نزدیک شوند، وزنها همه گریه میکردند و گریه آنها باعث شد تا نور کم کم به طرف قبور برگردد و اینجا فهمیدیم که راه شهدا راه انبیاست و انقلاب ما یک انقلاب واقعی است که انشاءالله به دست امام زمان (عج)سپرده خواهد شد. «روحش شاد»