https://shohada.org/fa/shahid/content/289063
شناسه خبر: 289063
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۰:۵۱
خبرشهادت
به روایت از شهربانو ایمانی : یادم هست زمانی که فرزندم اسماعیل خلیلی فر به شهادت رسیده بود سه فرزند دیگرم در جبهه حضور داشتند به مرخصی آمده تا در تشیع جنازه ی او شرکت کنند . در آن زمان من از به شهادت رسیدن اسماعیل بی خبر بودم . یکی از فرزندانم به نزد من آمد و گفت : مادرجان اگر یکی از ما چهارنفر به شهادت برسد شما چه عکس العملی انجام می دهید؟ به او گفتم : خدا را شکر می کنم . بعد او دستانش را بالا گرفت و گفت : خدایا شکر که به مادرم صبر عطا فرمودی . اول متوجه منظورش نشدم و به پدرش گفتم : حالا که سه تا از فرزندانمان به مرخصی آمده گوسفندی تهیه کن و بیاور تا برای آنها قربانی کنیم . پسرانم با این کار مخالفت کردند و پسر بزرگم گفت : پدر لازم نیست که گوسفند قربانی کنید چون یک قربانی داده اید. ما در فکر فرو رفتیم که منظور او چیست؟ بعد خودش گفت که مادر اسماعیل شهید شده است و ما برای تشیع پیکر او آمده ایم . ابتدا کمی ناراحت شدم ولی بعد خداوند متعال را شکر کردم که چنین فرزندی به من داده است و من او را تقدیم به انقلاب کرده ام و امیدوارم خداوند از ما قبول کند.