https://shohada.org/fa/shahid/content/289940

شناسه خبر: 289940
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۱:۰۳

اعتقاد به ولایت

به روایت از زین العابدین چروی : یک روز موقع نهار سر سفره نشسته بودیم که از تلویزیون پیام امام پخش شد و اینگونه اعلام کرد که نیرو در جبهه ها کم است و سربازان داوطلبانه بیایند و ثبت نام کنند. صحبت های تلویزیون که تمام شد پسرم به من گفت: شما فهمیدید که امام چه منظوری داشت. گفتم: نه چه منظوری داشت؟ گفت: مثل امام حسین (ع) که در کربلا ندا می داد "هل من ناصر ینصرنی". امام خمینی هم یاور می خواهد.با خودم گفتم که این پسر شانزده، هفده ساله این چیزها را از کجا می داند. که او گفت : ما باید به ندای امام پاسخ دهیم و لبیک گویان به جبهه ها برویم بعد یک کاغذ برداشت و تاریخ آن روز را نوشت و یک رضایت نامه از طرف ما تنظیم کرد و گفت: امضاء کنید. به او گفتم: من امضاء می کنم فقط مقداری از کارهایمان مانده چند روز صبر کن تا کارها تمام شود بعد برو کاغذ را امضاء کردم و به او دادم اتفاقا دو روز بعد از آن ماجرا نیرو اعزام می کردند که او به خانه آمد و لوازمش را جمع کرد و خداحافظی کرد و رفت.