https://shohada.org/fa/shahid/content/290663

شناسه خبر: 290663
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۱:۱۴

ذکر و ياد خدا

راوی رضا جلالی: خاطره ای را که مادر بزرگم در مورد کودکی های پدرم علی اکبر جلالی نقل کرد این گونه بود: یک روز همراه پدرت علی اکبر، سر زمین رفتیم او در حال کمک کردن به ما بود که به داخل خرمن کوب افتاد و بدنش آسیب دید. بعد من و پدرش او را به سبزوار بردیم. دکتر به ما گفت: جراحاتش عمیق است او را به مشهد انتقال دهید. ما علی اکبر را برداشتیم و به طرف مشهد به راه افتادیم. وقتی او را در بیمارستان بستری کردیم با آن حال خرابش سوره ی قدر را تلاوت می نمود که یکی از پرستاران به من گفت: خداوند پسر شما را حفظ می کند و نجات می دهد چون با این حال خرابش هم به یاد خداست.