https://shohada.org/fa/shahid/content/294450
شناسه خبر: 294450
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۲:۱۰
لحظه ونحوه شهادت
به روایت از علی اصغر براتی : یکی از همرزمان برادرم محمد که بعد از اسارتشان به کشور باز گشتند، تعریف می کرد. من و برادرت محمد، در منطقه عملیاتی الله اکبر بودیم و برای مقابله با دشمن به جلو رفتیم که ترکش به من خورد و محمد مرا به دوش گرفت و تا پشت خاکریز رساند. که از دید دشمن در امان باشیم. یک همرزم دیگری با ما بود که آن هم ترکش خورده بود. برادرت محمد رفت تا ایشان را نجات دهد و او را هم به پشت خاکریز بیاورد. در حالی که او را به کولش گرفته بود خمپاره ای نزدیک اینها خورد و بعد از چند لحظه متوجه شدم آن برادر شهید شده و محمد به پهلو افتاده است و من به حالت سینه خیز خودم را به ایشان رساندم دیدم رنگش دارد مثل گچ سفید می شود و از زیر بغلش خون می آید. دستش را کنار زدم دیدم ترکش به سینه اش اصابت کرده و خون می آید ونای صحبت کردن و نفس کشیدن ندارد. چند لحظه ای نکشید که من بیهوش شدم و وقتی چشمانم را باز کردم دیدم توی بیمارستان دشمن بستری هستم.