https://shohada.org/fa/shahid/content/294810

شناسه خبر: 294810
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۲:۱۴

خواب ورویای دیگران در مورد شهید

بعد از شهادت قربان محمد من او را در خواب دیدم که نزد من آمد و بعد از سلام و احوالپرسی به او گفتم : قربان محمد کار و کاسبی ات در ساری چگونه است ؟ گفت : عمو جان این بار آخری است که آخر را درست می کردم . کمی از آنها خام و نپخته شدند چون شب بود و هوا تاریک شده بود من رفتم و چراغ دستی (فانوس ) آوردم تاکارهایم را نگاه کنم چون احساس می کردم که زحماتم به هدر رفته است ولی وقتی با فانوس نگاه کردم دیدم فقط چند تای از آنها خراب شده است و بقیه سالم و خوب شده اند از خوشحالی خداوند را بسیار شکر کردم . قربان گفت : می توانم با فروش آنها باغ دیگری بخرم . ازخواب بیدار شدم دیدم که نه قربان محمد نزد من است و نه آجرهای او فهمیدم که شهید بزرگوار در بهشت جاویدان جایگاه و منزلت خوبی دارد و خداوند را شکر کردم.