https://shohada.org/fa/shahid/content/296056

شناسه خبر: 296056
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۲:۳۱

خاطرات جنگی 2

به روایت از سیدقاسم جنگی : یادم است محمود امیرخانی یک چیز شئی ـ کوچکی پیدا کرده بود شبیه گازهای پیک‌نیک داخلش هم یک جای فرورفتگی داشت ایشان آمد یک مقدار تی‌ان تی داخلش که فرورفتگی داشت گذاشت می‌خواست ببیند چی است هر چه دور و برش را نگاه می‌کردیم که شاید مین باشد و ماسوره‌ای داشته باشد هیچی دیده نمی‌شد خلاصه این را منفجر کرد به محض این که منفجر شد یک دود زرد رنگی از این بلند شد آقای امیرخانی فکر می‌کرد این شیمیایی است خیلی می‌ترسید دنبال بچه‌ها می‌دوید و التماس می‌کرد که بروند توی سنگر بچه‌‌ها هم دوست داشتند نگاه کنند و ببینند این شیئی چیست. بعد از این که دود به هوا رفت بلافاصله عراقی‌ها با خمسه خمسه می‌زدند که واقعاً وحشتناک بود صدای خمسه خمسه زمین را می‌لرزاند.