https://shohada.org/fa/shahid/content/296480
شناسه خبر: 296480
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۲:۳۷
خواب و رویای دگران در مورد شهبد
ک شب خواب دیدم علیرضا همراه با یک سید? که شال به گردن انداخته بود از سر آب به خانه ما آمدند. آن سید گفت:" به خانه ? شما آمده ام." گفتم:" بفرمائید خانه." چند بار به او تعارف کردم. گفت:" خجالت م? کشم و گرنه م? آمدم." با اصرار وارد شد. در دستش یک نایلون بود. درون آن یک جفت کفش بود که از آنها 6 جفت را به من داد و آن را برگرداند. من 7 تا فرزند پسر داشتم که یک? از آنها شهید شده بود و من فهمیدم همان یک جفت کفش? که در خواب به من نداده است مربوط به همان شهید است که با این عمل متوجه شدم ایشان شهید شده است.