https://shohada.org/fa/shahid/content/298416

شناسه خبر: 298416
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۳:۰۷

تقيد به داشتن وصيتنامه

راوی زکیه احمد آبادی: خواب بودیم که در به صدا در آمد من و مادر رفتیم در را باز کنیم . مادر گفت: کی هستی؟ از پشت در صدا آمد که در را باز کنید من هستم . مادرم گفت: مردی در خانه ما نیست پس تا خودت را معرفی نکنی در را باز نمی کنم بعد من گفتم: کی هستی؟ پدرم با مهربانی جواب داد : دخترم من پدرت هستم و با خوشحالی در را باز کردم پدرم از مادرم معذرت خواهی کرد و گفت: ببخشید اگر شما را ترساندم . بعد آمدیم در خانه نشستیم و پدرم گفت: امروز اعزام نداشتند من هم فرصت را غنیمت شمردم و گفتم بهتر است بروم وصیت نامه ای بنویسم و فردا صبح باز گردم.