https://shohada.org/fa/shahid/content/298445
شناسه خبر: 298445
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۳:۰۷
مبارزه با ضد انقلاب و منافقين
راوی عفت احسانی: در سال 1359 برای گذراندن دروس علوم دینی و همچنین ادامه تحصیل در دورة راهنمایی به شهر مقدس قم رفتیم بیشتر اوقات سعید جهت شرکت در مراسم سخنرانی به مسجد اعظم قم می رفت. اوقات فراغت را نیز به اتفاق یکی از دوستانش به یکی از حوزه های علوم دینی برای فراگیری علوم دینی می رفتند. در همان ایام شریعتمداری یک حرکتهای ضد خط امام داشتند هر روز جمعی از مردم فریب خورده تبریز به آنجا می آمدند ، چون لهجه سعید ترکی بود می گفت یک سری به خانه شریعتمداری بزنیم تا از حرکتهای شیطانی آنان متوجه شویم یک روز که می خواستند آن گروه راهپیمایی کنند من به اتفاق سعید به آنجا رفته و به همراه آنها درمسیر حرکت ، به راه افتادیم . سعید متوجه شد که میخواهند به طرف بیت امام بروند . به من گفت : شما برو و به پاسدارانی که آنجا هستند _در نزدیکی بیت امام _ خبر بده . من با عجله حرکت کردم و به پاسدارانی که در نزدیکی بیت امام بودند اطلاع دادم و خودم به مدرسه رفتم و شهید نیز به همراه آنان حرکت کرده و تا نزدیک حرم رفته و دوباره برگشتند. در همین حین سعید متوجه یکی از بچه های حزب الهی می شود که او را با چاقو به شهادت رسانده بودند . شهید کمک کرده ایشان را از آن محل بیرون بردند . بعد از برگشت به منزل متوجه شدم که سعید لباس خونی را می شوید پرسیدم چی شده است؟ فرمودند یکی از دوستانم را به شهادت رساندند و خونش به لباس من ریخته است . اجازه نداد که من لباسش را بشویم .