https://shohada.org/fa/shahid/content/298987

شناسه خبر: 298987
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۳:۱۵

خاطرات سياسي

راوی غلامحسین ابراهیمی: یادم می آید یک شب حاج آقا آهنی 5000 اعلامیه ی امام را تا صبح در یک منطقه از پیش تعیین شده توزیع کرد و تا اتمام اعلامیه ها دست از کار نکشید . ایشان گفتند : همه ی این اعلامیه ها باید پخش شود و مردم این رژیم را بشناسند و حرکت خود را شروع کنند تا مبارزات به شهرهای دیگر هم برسد . در همین رابطه افراد ساواک او را تعقیب کردند او هم به خانه ی ما آمد و گفت : احمد یک کاری بکن که نتوانند ما را دستگیر کنند نه اینکه از آنها ترسی داشته باشیم برای این می گویم که می خواهم بیشتر از اینها فعالیت کنم و به این زودی از پا نخواهم نشست .