https://shohada.org/fa/shahid/content/299029

شناسه خبر: 299029
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۳:۱۵

عشق به جهاد

راوی رجبعلی آهنی: یک بار ایشان از تهران تلفن زد همیشه بعد از اتمام حمله به ما زنگ می زد با خودم حدس زدم که زخمی شده باشد. پرسیدم مجروح شده اید؟ گفنتد: نه سالم هستم و فردا با هواپیما به بیرجند می یاییم من هم روز بعد به فرودگاه رفتم. وقتی او را دیدم، در سالن فرودگاه تنها نشسته، در حالی که پایش در گچ بود او را به منزل آوردند و از او سوال کردیم که پایت چه طورمجروح شد؟ گفت طوری نیست، خوب می شود اما عکس رادیولوژی نشان می داد خیلی بد جور شکسته است او فقط یک شب در بیمارستان بستری بود .سه شب دیگر هم در منزل استراحت کرد و بعد گفت: پایم خوب شده یاید به جبهه بروم.میخواهم گچ پایم را خودم بشکنم همه به او اعتراض کردند که به این زودی ها خوب نمی شود گچ را نشکنند گفت: من حال خودم را می فهمم هیچ ناراحتی ندارم اگر چنانچه شما شک دارید منم گچ را میب شکنم تا شما هم ببینید خوب شده گچ پایش را شکست و همگی دیدیم پایش خوب شده و هیچ گونه ناراحتی هم ندارد ما هم گفتیم قبول داریم که هر کس برای خدا کارکند ،خدا کارش را درست می کند.