https://shohada.org/fa/shahid/content/299424

شناسه خبر: 299424
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۳:۲۱

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی طاهره لگزیان: روزی که برای فرزند شهیدم ابراهیم قبر می‌کندند، شخصی معروف به اوستا آلمانی از آنجا عبور می‌کرد که در کار کندن قبر به آنها کمک می‌کند و می‌رود و همان شب ایشان خوابی می‌بینند که اینگونه برایمان نقل می‌کرد خواب دیدم سیدی نورانی آمد و گفت: دستت را بیاور جلو می‌خواهم مزد کاری را که برای شهید انجام دادی به تو بدهم. من گفتم: مزد نمی‌خواهم اما آن سید اصرار کرد که باید بگیری، من هم دستم را دراز کردم و آن سید تسبیحی در دستم گذاشت که از خواب بیدار شدم و دیدم بوی عطر در اتاق پیچیده است.