https://shohada.org/fa/shahid/content/299572
شناسه خبر: 299572
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۳:۲۳
ناظر و شاهد بودن شهيد برامور
راوی یحیی آرمیون طاهری: فرزندم غلامرضا را در خواب دیدم که به همراه شهید عبدی دستهایشان را گرفته وبه طرف من که دم در تکیه حسینی ایستاده بودم می آمدند وقتی نزدیک شدند شهید عبدی رو به فرزندم کرد وگفت نگاه کن مثل این که پدرت جلوی ما را گرفته فکرمی کند ما می خواهیم فرار کنیم او فکر می کند ما مرده ایم آخر ما برای چه بمیریم ما آمده ایم که بگوئیم شما از این به بعد به ما در عبدی هم بگوئید برای ما گریه نکنید که ما از گریه کردن شما ناراحتیم برای چه گریه می کنید جای ما خیلی خوب است ما جایی داریم که شما باید بیائید وآنجا را زیارت کنید همین طور که این دو شهید با هم صحبت می کردند یک مرتبه از خواب بیدار شدم آنها نیستند.