https://shohada.org/fa/shahid/content/299673
شناسه خبر: 299673
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۳:۲۴
خبر شهادت ؛
راوی عصمت بیگی: یک روز در خانه نشسته بودیم که بچه ها به درب خانه ی ما آمدند و گفتند یک ماشین آمده و با شما کار دارند وقتی به آنجا رفتیم از طرف بنیاد آمده بودند گفتند شوهرتان کجاست؟ گفتم رفته سر زمین کشاورزی و در حال صحبت بودیم که پدر علی از آن طرف آمد بعد از احوالپرسی، آنها به پدرش گفتند که علی شهید شده است. او هم بلند گفت انالله و انا الیه راجعون. و من مثل این که عروسی او باشد برای او شباش کشیدم