https://shohada.org/fa/shahid/content/300765
شناسه خبر: 300765
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۳:۴۰
توصيه هاي شهيد
در منطقه قبل از عملیات الله اکبر آقای هلالی خلیل آبادی با عده ای از بچه ها ی دیگر برای شناسایی به سمت دشمن می روند . سه روز گذشت و اینها برنگشتند . روز سوم یا چهارم بود که دیدم آقای هلالی با چند نفر از بچه ها آمدند از آنها پرسیدم تا حالا کجا بودید؟ جریان را اینگونه برایمان تعریف کردند : در بیابان گم شدیم و مدت سه روز را بدون آب و غذا سپری کردیم . پس از مقداری راهپیمایی عده ای از بچه ها به علت تشنگی به شهادت رسید ند ما هم اسلحه هایمان را روی زمین گذاشتیم و با دست خالی به راهپیماییمان ادامه دادیم . پس از مدتی راهپیمایی دیدم تشنگی بر ما غلبه کرده است و هیچ راهی نداشتیم . به جز اینکه چاه بکنیم . با سر نیزه شروع به کندن کردیم و خاکهای آن را با کلاه آهنی بیرون ریختیم . حدود شش متر که کندیم به آب رسیدیم . آب شورو خیلی بد بو ولی از شدت تشنگی برایمان از آب سرد یخچال هم بهتر بود . آب خوردیم پس از این که مقداری جان گرفتیم به راهپیمایی مان ادامه دادیم . از آن جا که خداوند همیشه یار و یاور رزمندگان است پس از پیمودن این راه از آزمایشی که خداوند درمدت این سه روز بر ما قرار داده بود سربلند بیرون آمدیم . ازیک یا دو تپه ی دیگر که عبور کردیم ناگهان چشممان به چشمه ی آبی که در زیر درخت سرسبز روان بود افتاد . آب خوردیم و زیر سایه ی درخت استراحت کردیم . سپس به راهمان ادامه دادیم تا این که به این جا رسید یم . بعد از گذشت دو یا سه روز عده ای از بچه ها به محل چشمه رفتند ولی نه اثری از چشمه و نه اثری از درخت بود.