https://shohada.org/fa/shahid/content/301229
شناسه خبر: 301229
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۳:۴۸
ساده زيستي و پرهيز از تجمل
راوی سید محمود نیازمند: وقتی رفتیم مکان سپاه را تحویل بگیریم آقای کوهستانی نامی بود گفت که ما جوجه داریم در داخل یخچال اینها را مجبوریم دور بریزیم - اینجا قبلاً مهمان سرای جهانگردی بوده که ایشان هم آشپز مهمان سرا بود- گفت اگر می نشینید تا یکی برای شما سرخ کنم موقع نهار هم بود عباس آقای خباز گفتند که ما جرأت نمی کنیم این غذا را بخوریم اگر مهندس بیاید زهرمان می کند بعد مرحوم کاظم باقریان و آقای گلدوست گفتند بابا مهندس کجاست، برادر درست کن. این بندة خدا هم درست کرد یک میزی بود وسط سالن اجتماعات سپاه یک میز بزرگی بود غذا را چید و ما نشستیم می دانم لقمه اول یادم بود یا دوم بود که ما خوردیم دیدیم مهندس که از راه آمد که ما خوردیم دیدیم مهندس آمد از راه آمد لگد به داخل میز زد و گفت بلند شوید شکمی که بخواهد با این آشغالها شود می خواهد دلش برای مستضعف بسوزد؟ چه کسی اینها را برای شما آورده است؟ گفتند آقای کوهستانی گفتند می ریختی در سطل زباله بهتر بود تا اینکه بریزی در شکم اینها شکمی که بخواهد با اینها سیر شود دیگر نمی تواند برای طبقه مستضعف دل بسوزاند بلند شوید. باور کنید دیگر نفهمیدیم که آن محل را چطور ترک کردیم.