https://shohada.org/fa/shahid/content/301507
شناسه خبر: 301507
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۳:۵۲
خبر شهادت
راوی محمد نظریان : روزی که خبر شهادت برادرم را به من دادند قرار بود روز بعد او را تشیع کنند و من چون نمی خواستم مادرم قضیه را متوجه شود نه می توانستم گریه کنم نه آن شب را می توانستم بخوابم بالاخره تا نزدیکی های صبح بیدار بودم و سپس خوابم برد در خواب دیدم که وارد یک مجلس شده ام و در آن میز و صندلی های زیبایی گذاشته اند. در روی یکی از صندلی ها برادرم را دیدم به پیش او رفتم و با هم احوالپرسی کردیم. به او گفتم شما اینجا چه کار می کنید؟ گفت: من به نمایندگی از مردم روستا اینجا آمده ام در این جلسه مهم شرکت نموده ام. گفتم: چطور؟ مگر مردم به تو رأی داده ند. گفت: اگر به من رأی نداده بودند که نماینده ی آنها نبودم. در همان حال از خواب بیدار شدم.