https://shohada.org/fa/shahid/content/301509

شناسه خبر: 301509
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۳:۵۲

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی زهرا نظریان : بعد از شهادت برادرم محمد حسن نظریان من خیلی گریه می کردم و هر کس به من دلداری می داد من قبول نمیکردم مادرم به من می گفت او باعث افتخار ما ست ولی من نمی توانستم خودم را کنترل کنم یک شب در خواب دیدم که ایشان با لباسهای خیلی شیک به نزد من آمد و گفت خواهر جان چرا اینقدر گریه می کنی من که نمرده ام شهید شدم مگر نشنیدی که می گویند شهیدان زنده اند در ضمن به خواهرم کبری هم بگو اینقدر گریه نکند چون او باردار است و برایش خوب نیست چند وقت دیگر که بچه اش به دنیا آمد دیگر برای من گریه نمیکنید وقتی فرزند خواهر به دنیا آمد درست مثل بچگی برادرم محمد حسن بود و خیلی به او شبیه بود.