https://shohada.org/fa/shahid/content/303546

شناسه خبر: 303546
۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۴:۲۱

خبر شهادت

راوی سید حسین مختاری : یادم هست پدرم روز 22 بهمن برای را هپیمایی از طبس به سبزوار آمد وما با هم در راهپیمایی شرکت کردیم بعد از راهپیمایی به پدرم گفتم : پدر به خانه برویم ناهار بخوریم وبعد به طبس برویم که ایشان هم قبول کرد وما به طرف خانه به راه افتادیم در بازار یکی از فامیلها ما را دید وگفت : که یک شهید آوردند فامیلش مختاری واز روستای اباری است شما از آن خبری ندارید ؟ گفتم : ما فامیل از روستای اباری نداریم البته همانجا در ذهنم جرقه زده که احتمالا" این شهید باید برادرم باشد به خانه که آمدیم به پدر م گفتم : آقا فکر می کنم صادق شهید شده باشه چکار کنم ؟ پدرم گفت : هر کار که صلاح می دانی انجام بده مشکلی نیست هر چه خدا بخواهد همان می شود بعد من به سپاه پیش آقای عبد الله نظری مسئول سپاه رفتم ودرباره صادق از ایشان سئوال کردم گفت : نه سید صادق شهید نشده گفتم : حاج آقا جان ما برای هر مسئله ای حاضر هستیم آمادگی لازم را داریم آیا صادق شهید شده است گفت : بله شهید شده وبعد از نیم ساعت آقای فیض آبادی به منزل ما آمد واز شهادت برادرم گفت : که بعد من وپدرم به سردخانه رفتیم در آنجا آقای فیض آبادی گفت : شهیدی که امروز آورده اند بیرون بیاورید وبه پدرش نشان بدهید وقتی کشو را بیرون کشیدند وسر کفن را باز کردند همین که پدرم جنازه صادق را دید گفت : خدایا راضی هستم به رضای تو وبه روی او بوسه ای زد .